هیچ وقت درک نمی کردم وقتی در روضه ها از کربلا رفته هامی گفتند... از سخت تر بودن کربلایی شدن نسبت به تجربه نکردن آن...
البته آن وقت ها فکر می کردم می فهمم، اما امسال...
می خواهم به آنهایی که کربلا نرفته اند بگویم، به عقل ناقصمن، وقتی در دل غوغا شود، وقتی دیگر توان ماندن در شهرت را نداشته باشی و دیدنتصاویر پیاده روی اذیتت کند، آن وقت هست که راهی شده ای
هر سال می گفتم ای کاش اربعین قسمتم شود، اما بیرودربایستی، هم و غمم نبود...
نمی دانم امسال دعای چه عزیزی شامل حالم شد، حال ماندننداشتم،
دیگر نمیشد کربلا نرفت
اما شرایط از نرفتن می گفت، هیچ چیز آماده نبود، مخالفت ها،نداشتن همراه و ویزا و ...
با خودم می گفتم این شرایط چه می گویند؟؟؟ پس تکلیف غوغایی که در دلم شده بود، چه میشد؟
رفتم.
روده درازی نکنم...
نمی توانم از کربلا برایتان بنویسم، کلمات کم می آورند... ازاین جا به بعد متن را چند بار پاک کردم و دوباره نوشتم، فقط می گویم اگر خیلی وقتهست از زندگی لذت نبردی یا کم لذت بردی، اربعین سال بعد را از دست نده...
ما را در سایت اگر به رفتن بود... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 52